پرکاربردترین واژه‌های چینی

واژه‌های پرکاربرد چینی بر اساس سطح: معنی، جملهٔ نمونه و تلفظ، از A1 تا C2. رایگان و بدون ثبت‌نام؛ می‌توانید با کارت‌های واژگان هم تمرین کنید.

سطح A1

一
یک我有一个苹果。 — من یک سیب دارم.
不
نه不,谢谢。 — نه، متشکرم.
两
دو我买了两本书。 — من دو کتاب خریدم.
书
کتاب这本书很有趣。 — این کتاب جالب است.
买
خریدن我想买苹果。 — من می‌خواهم سیب بخرم.
人
شخص那个人是谁? — آن شخص کیست؟
今天
امروز今天是星期一。 — امروز دوشنبه است.
今天天气很好。
امروز هوا خوب است.今天天气很好,我们出去吧。 — امروز هوا خوب است، بریم بیرون.
住
زندگی کردن他们住在一个小村庄里。 — آن‌ها در یک روستای کوچک زندگی می‌کنند.
你
تو你叫什么名字? — اسم تو چیست؟
你叫什么名字?
اسم شما چیست؟你叫什么名字?我叫汤姆。 — اسم شما چیست؟ اسم من تام است.
你在哪里?
تو کجا هستی؟你在哪里?我在家。 — تو کجا هستی؟ من در خانه‌ام.
你好
سلام你好,我叫安娜。 — سلام، اسم من آنا است.
你好吗?
حالت چطور است؟你好吗?我很好,谢谢。 — حالت چطور است؟ خوبم، متشکرم.
你能帮我吗?
می‌توانید به من کمک کنید؟你能帮我吗?我迷路了。 — می‌توانید به من کمک کنید؟ من گم شده‌ام.
再见
خداحافظ明天见,再见! — فردا می‌بینمت، خداحافظ!
写
نوشتن她写汉字。 — او حروف چینی می‌نویسد.
冷
سرد水很冷。 — آب خیلی سرد است.
几点了?
ساعت چند است؟现在几点了?三点。 — الان ساعت چند است؟ سه ساعت.
几点开门?
چه ساعتی باز می‌شود؟几点开门?九点开门。 — چه ساعتی باز می‌شود؟ ساعت نه باز می‌شود.
医院
بیمارستان医院在哪里? — بیمارستان کجاست؟
厕所在哪里?
دستشویی کجاست؟不好意思,厕所在哪里? — ببخشید، دستشویی کجاست؟
去
رفتن我每天去学校。 — من هر روز به مدرسه می‌روم.
吃
خوردن我早上吃面包。 — من صبح‌ها نان می‌خورم.
听
شنیدن我听音乐。 — من موسیقی گوش می‌دهم.
哪里
کجا你住在哪里? — تو کجا زندگی می‌کنی؟
喜欢
دوست داشتن我非常喜欢比萨。 — من پیتزا را خیلی دوست دارم.
喝
نوشیدن我早上喝咖啡。 — من صبح‌ها قهوه می‌نوشم.
在
در他在家。 — او در خانه است.
城市
شهر伦敦是一座非常大的城市。 — لندن یک شهر بسیار بزرگ است.
多
زیاد这里有很多人。 — اینجا مردم زیادی هستند.
多少钱?
چقدر؟这个多少钱? — این چقدر است?
大
بزرگ大象很大。 — فیل خیلی بزرگ است.
天
روز今天是美好的一天。 — امروز روز زیبایی است.
好
خوب今天天气很好。 — هوای امروز خیلی خوب است.
妈妈
مادر我妈妈是老师。 — مادر من معلم است.
学习
یاد گرفتن我每天学习中文。 — من هر روز چینی یاد می‌گیرم.
学校
مدرسه学校离我家很近。 — مدرسه نزدیک خانه من است.
学生
دانش‌آموز她是一个学生。 — او یک دانش‌آموز است.
家
خانه我的家很大。 — خانه‌ام خیلی بزرگ است.
对不起
ببخشید对不起,我来晚了。 — ببخشید، من دیر آمدم.
对不起。
ببخشید对不起,我来晚了。 — ببخشید، من دیر آمدم.
小
کوچک我有一个小房间。 — من یک اتاق کوچک دارم.
少
کم今天人很少。 — امروز مردم کم هستند.
工作
کار کردن她在医院工作。 — او در یک بیمارستان کار می‌کند.
年
سال今年是2024年。 — امسال سال ۲۰۲۴ است.
开
باز کردن请开门。 — لطفاً در را باز کنید.
开心
خوشحال我今天很开心。 — من امروز خوشحالم.
想要
خواستن请给我一杯茶。 — لطفاً یک فنجان چای می‌خواهم.
我
من我是学生。 — من دانش‌آموز هستم.
我不会说中文。
من نمی‌توانم چینی صحبت کنم对不起,我不会说中文。 — متأسفم، من نمی‌توانم چینی صحبت کنم.
我不懂。
من نمی‌فهمم对不起,我不懂。 — متأسفم، من نمی‌فهمم.
我不明白。
نمی‌فهمم.我不明白。你能再说一遍吗? — نمی‌فهمم. می‌توانید تکرار کنید؟
我住在伊斯坦布尔。
من در استانبول زندگی می‌کنم.我住在伊斯坦布尔。这是一座大城市。 — من در استانبول زندگی می‌کنم. شهر بزرگی است.
我叫李明。
من لی مینگ نام دارم你好,我叫李明。 — سلام، من لی مینگ نام دارم.
我喜欢中国。
من چین را دوست دارم我喜欢中国,那里很美。 — من چین را دوست دارم، آنجا بسیار زیباست.
我很好。
من خوبم你好吗?我很好。 — حالت چطوره؟ من خوبم.
我想睡觉。
می‌خواهم بخوابم我很累,我想睡觉。 — من خیلی خسته‌ام، می‌خواهم بخوابم.
我是学生。
من دانش‌آموز هستم我是学生,我在大学学习。 — من دانش‌آموز هستم، در دانشگاه تحصیل می‌کنم.
我累了。
خسته‌ام.我累了。我想睡觉。 — خسته‌ام. می‌خواهم بخوابم.

سطح A2

习惯
عادت/عادت کردن我已经习惯了这里的生活。 — دیگر به زندگی اینجا عادت کرده‌ام.
买
خریدن我想买一件新衣服。 — می‌خواهم یک لباس نو بخرم.
他比我高一点。
او کمی از من بلندتر است.他比我高一点。 — او کمی از من بلندتر است.
休息
استراحت کردن周末我在家休息。 — آخر هفته در خانه استراحت می‌کنم.
你今天怎么样?
امروز حالت چطور است؟你今天怎么样? — امروز حالت چطور است؟
你会说英语吗?
می‌توانی انگلیسی صحبت کنی؟你会说英语吗? — می‌توانی انگلیسی صحبت کنی؟
借
قرض گرفتن/دادن我可以借你的书吗? — می‌توانم کتابت را قرض بگیرم؟
准备
آماده شدن我在准备考试。 — دارم برای امتحان آماده می‌شوم.
医院
بیمارستان他去医院看病了。 — او برای معاینه به بیمارستان رفت.
号码
شماره你的电话号码是多少? — شماره تلفنت چند است؟
吃饭
غذا خوردن我们一起去吃饭吧。 — بیا با هم غذا بخوریم.
喜欢
دوست داشتن我喜欢吃苹果。 — دوست دارم سیب بخورم.
地址
آدرس请告诉我你的地址。 — لطفاً آدرست را به من بگو.
地铁
مترو坐地铁很方便。 — سوار مترو شدن خیلی راحت است.
天气
هوا今天天气很好。 — امروز هوا خوب است.
季节
فصل我最喜欢春天这个季节。 — فصل مورد علاقه من بهار است.
学习
یاد گرفتن我每天学习汉语。 — هر روز چینی یاد می‌گیرم.
工作
کار کردن/کار他在银行工作。 — او در بانک کار می‌کند.
帮助
کمک کردن谢谢你帮助我。 — ممنون که کمکم کردی.
我不太喜欢辣的食物。
غذای تند را زیاد دوست ندارم.我不太喜欢辣的食物。 — غذای تند را زیاد دوست ندارم.
我们下次再一起去吧。
دفعه بعد دوباره با هم برویم.我们下次再一起去吧。 — دفعه بعد دوباره با هم برویم.
我们明天见面吧。
بیا فردا همدیگر را ببینیم.我们明天见面吧。 — بیا فردا همدیگر را ببینیم.
我可以用一下你的手机吗?
می‌توانم یک لحظه از موبایلت استفاده کنم؟我可以用一下你的手机吗? — می‌توانم یک لحظه از موبایلت استفاده کنم؟
我想去商店买东西。
می‌خواهم برای خرید چیزی به مغازه بروم.我想去商店买东西。 — می‌خواهم برای خرید چیزی به مغازه بروم.
我昨天晚上没睡好。
دیشب خوب نخوابیدم.我昨天晚上没睡好。 — دیشب خوب نخوابیدم.
我每天坐公共汽车上班。
هر روز با اتوبوس سر کار می‌روم.我每天坐公共汽车上班。 — هر روز با اتوبوس سر کار می‌روم.
我的中文还不太好。
چینی من هنوز خیلی خوب نیست.我的中文还不太好。 — چینی من هنوز خیلی خوب نیست.
打算
قصد داشتن你打算去哪里度假? — قصد داری تعطیلات کجا بروی؟
搬
اسباب‌کشی کردن/جابه‌جا کردن我下个月要搬家。 — ماه آینده اسباب‌کشی می‌کنم.
旅游
گردشگری کردن我们打算去北京旅游。 — قصد داریم به پکن سفر کنیم.
早上
صبح早上好! — صبح بخیر!
晚上
شب晚上我在家。 — شب‌ها در خانه هستم.
朋友
دوست她是我的好朋友。 — او دوست خوب من است.
漂亮
قشنگ她的裙子很漂亮。 — لباس او خیلی قشنگ است.
环境
محیط这里的环境很安静。 — محیط اینجا خیلی آرام است.
现在几点了?
الان ساعت چند است؟现在几点了? — الان ساعت چند است؟
知道
دانستن我不知道他住在哪里。 — نمی‌دانم او کجا زندگی می‌کند.
等
منتظر ماندن请你等一下。 — لطفاً یک لحظه صبر کن.
结婚
ازدواج کردن他们去年结婚了。 — آن‌ها پارسال ازدواج کردند.
觉得
فکر کردن/حس کردن我觉得这个电影很好看。 — فکر می‌کنم این فیلم خیلی خوب است.
请给我一杯水。
لطفاً یک لیوان آب به من بده.请给我一杯水。 — لطفاً یک لیوان آب به من بده.
请问,附近有银行吗?
ببخشید، این نزدیکی بانک هست؟请问,附近有银行吗? — ببخشید، این نزدیکی بانک هست؟
起床
بیدار شدن我每天七点起床。 — هر روز ساعت هفت بیدار می‌شوم.
超市
سوپرمارکت我去超市买水果。 — برای خرید میوه به سوپرمارکت می‌روم.
这件衣服多少钱?
این لباس چند است؟这件衣服多少钱? — این لباس چند است؟
选择
انتخاب کردن你可以自己选择。 — می‌توانی خودت انتخاب کنی.
邮件
ایمیل/نامه我收到了一封邮件。 — یک ایمیل دریافت کردم.
问题
سوال/مشکل我有一个问题想问你。 — یک سوال دارم که می‌خواهم از تو بپرسم.
需要
نیاز داشتن你需要帮忙吗? — به کمک نیاز داری؟
颜色
رنگ你喜欢什么颜色? — چه رنگی دوست داری؟

سطح B1

习惯
عادت/عادت کردن我已经习惯了早起。 — دیگر به زود بیدار شدن عادت کرده‌ام.
传统
سنت/سنتی春节是中国的传统节日。 — جشن بهار یک جشن سنتی چینی است.
你最近怎么样?
این اواخر چطوری؟你最近怎么样?工作顺利吗? — این اواخر چطوری؟ کار خوب پیش می‌رود؟
你能帮我一个忙吗?
می‌توانی یک لطفی به من بکنی؟你能帮我一个忙吗?我需要搬东西。 — می‌توانی یک لطفی به من بکنی؟ باید چیزی را جابه‌جا کنم.
减少
کاهش دادن我们应该减少浪费。 — باید هدررفت را کاهش دهیم.
危险
خطر/خطرناک开车时打手机很危险。 — استفاده از تلفن هنگام رانندگی خیلی خطرناک است.
压力
فشار/استرس工作压力太大了。 — فشار کاری خیلی زیاد است.
原因
دلیل/علت你迟到的原因是什么? — دلیل دیر آمدنت چیست؟
参加
شرکت کردن我想参加这次活动。 — می‌خواهم در این فعالیت شرکت کنم.
发展
توسعه یافتن/توسعه科技发展得越来越快。 — فناوری روزبه‌روز سریع‌تر توسعه می‌یابد.
只要努力,就一定能成功。
تا وقتی تلاش کنی، حتماً موفق می‌شوی.只要努力,就一定能成功,不要放弃。 — تا وقتی تلاش کنی، حتماً موفق می‌شوی؛ تسلیم نشو.
坚持
پافشاری کردن你一定要坚持下去。 — باید ادامه دهی.
增加
افزایش دادن公司决定增加员工的工资。 — شرکت تصمیم گرفت حقوق کارکنان را افزایش دهد.
如果你有时间,我们可以一起吃饭。
اگر وقت داشته باشی، می‌توانیم با هم غذا بخوریم.如果你有时间,我们可以一起吃饭,聊聊天。 — اگر وقت داشته باشی، می‌توانیم با هم غذا بخوریم و گپ بزنیم.
对我来说,学习语言很有趣。
برای من، یادگیری زبان خیلی جالب است.对我来说,学习语言很有趣,我喜欢不同的文化。 — برای من، یادگیری زبان خیلی جالب است؛ فرهنگ‌های مختلف را دوست دارم.
尽管
با اینکه尽管下雨,他还是出门了。 — با اینکه باران می‌بارید، او باز هم بیرون رفت.
建议
پیشنهاد دادن/پیشنهاد我建议你早点出发。 — پیشنهاد می‌کنم زود حرکت کنی.
影响
تأثیر گذاشتن/تأثیر天气影响了我们的计划。 — هوا بر برنامه‌های ما تأثیر گذاشت.
态度
نگرش他对工作的态度很认真。 — نگرش او به کار بسیار جدی است.
我不太同意你的看法。
با نظر تو چندان موافق نیستم.我不太同意你的看法,我认为情况不同。 — با نظر تو چندان موافق نیستم؛ فکر می‌کنم وضعیت فرق دارد.
我已经等了很长时间了。
خیلی وقت است که منتظرم.我已经等了很长时间了,他还没来。 — خیلی وقت است که منتظرم؛ او هنوز نیامده است.
我觉得这件事很重要。
فکر می‌کنم این موضوع خیلی مهم است.我觉得这件事很重要,你同意吗? — فکر می‌کنم این موضوع خیلی مهم است؛ موافقی؟
我需要更多时间来考虑。
برای فکر کردن به وقت بیشتری نیاز دارم.我需要更多时间来考虑这个决定。 — برای فکر کردن درباره این تصمیم به وقت بیشتری نیاز دارم.
提高
ارتقا دادن我想提高我的汉语水平。 — می‌خواهم سطح چینی‌ام را بالا ببرم.
放弃
دست کشیدن不要轻易放弃你的梦想。 — به راحتی از رویاهایت دست نکش.
政府
دولت政府宣布了新的政策。 — دولت سیاست جدیدی اعلام کرد.
文化
فرهنگ中国文化有很长的历史。 — فرهنگ چین تاریخ طولانی دارد.
方法
روش我们需要找到更好的方法。 — باید روش بهتری پیدا کنیم.
机会
فرصت这是一个很好的机会。 — این فرصت خیلی خوبی است.
条件
شرایط在这种条件下工作很困难。 — کار در این شرایط سخت است.
比较
مقایسه کردن/نسبتاً这两个方案你比较一下。 — این دو گزینه را مقایسه کن.
满意
راضی我对这次旅行非常满意。 — از این سفر خیلی راضی‌ام.
环境
محیط زیست我们应该保护环境。 — باید از محیط زیست محافظت کنیم.
理解
درک کردن我完全理解你的感受。 — کاملاً احساست را درک می‌کنم.
目的
هدف/مقصود你这次旅行的目的是什么? — هدف سفرت چیست؟
知识
دانش知识就是力量。 — دانش قدرت است.
社会
جامعه社会在不断变化。 — جامعه دائماً در حال تغییر است.
竞争
رقابت کردن/رقابت市场竞争越来越激烈。 — رقابت در بازار روزبه‌روز شدیدتر می‌شود.
经济
اقتصاد这个国家的经济发展很快。 — اقتصاد این کشور به سرعت در حال توسعه است.
联系
تماس گرفتن/ارتباط请保持联系。 — لطفاً در تماس باش.
虽然…但是…
اگرچه… (اما)…虽然很累,但是我还是坚持完成了任务。 — اگرچه خسته بودم، اما باز هم پافشاری کردم و کار را تمام کردم.
表示
ابراز کردن他表示对结果很满意。 — او رضایتش را از نتیجه ابراز کرد.
解决
حل کردن我们需要解决这个问题。 — باید این مشکل را حل کنیم.
请问去火车站怎么走?
ببخشید، چطور به ایستگاه قطار بروم؟请问去火车站怎么走?我第一次来这里。 — ببخشید، چطور به ایستگاه قطار بروم؟ اولین بارم است که اینجا می‌آیم.
负责
مسئول بودن他负责这个项目。 — او مسئول این پروژه است.
责任
مسئولیت每个人都有保护环境的责任。 — هر کسی مسئولیت حفاظت از محیط زیست را دارد.
质量
کیفیت这个产品的质量很好。 — کیفیت این محصول خیلی خوب است.
这个问题很难回答。
پاسخ به این سوال سخت است.这个问题很难回答,我需要想一想。 — پاسخ به این سوال سخت است؛ باید فکر کنم.
选择
انتخاب کردن/انتخاب你选择了哪个专业? — چه رشته‌ای انتخاب کردی؟
避免
اجتناب کردن我们应该避免浪费食物。 — باید از هدر دادن غذا خودداری کنیم.

سطح B2

与其等下去,不如主动去解决问题。
به جای اینکه منتظر بمانی، بهتر است فعالانه مشکل را حل کنی.与其等下去,不如主动去解决问题。 — به جای اینکه منتظر بمانی، بهتر است فعالانه مشکل را حل کنی.
他已经习惯了在压力下工作。
او دیگر به کار کردن تحت فشار عادت کرده است.他已经习惯了在压力下工作。 — او دیگر به کار کردن تحت فشار عادت کرده است.
你说得有道理,我同意你的看法。
حرفت منطقی است؛ با نظرت موافقم.你说得有道理,我同意你的看法。 — حرفت منطقی است؛ با نظرت موافقم.
依赖
وابسته بودن / تکیه کردن孩子对父母的依赖是很正常的。 — وابستگی کودک به والدین طبیعی است.
促进
ترویج دادن / تقویت کردن这项政策促进了经济发展。 — این سیاست توسعه اقتصادی را تقویت کرد.
倾向
گرایش / تمایل他有倾向于接受新事物。 — او تمایل به پذیرش چیزهای جدید دارد.
只要你努力,就一定能成功。
تا وقتی تلاش کنی، حتماً موفق می‌شوی.只要你努力,就一定能成功。 — تا وقتی تلاش کنی، حتماً موفق می‌شوی.
坚持
پافشاری کردن / ادامه دادن无论多难,他都坚持了下去。 — هرچقدر هم سخت بود، او ادامه داد.
奠定
(پایه) گذاشتن / بنا نهادن这次合作为未来奠定了基础。 — این همکاری پایه‌ای برای آینده گذاشت.
如果你有任何问题,随时可以来找我。
اگر سؤالی داشتی، هر وقت خواستی می‌توانی پیش من بیایی.如果你有任何问题,随时可以来找我。 — اگر سؤالی داشتی، هر وقت خواستی می‌توانی پیش من بیایی.
妥协
مصالحه کردن / کوتاه آمدن双方最终达成了妥协。 — دو طرف سرانجام به توافق رسیدند.
妨碍
مانع شدن / مختل کردن噪音妨碍了我的工作。 — سر و صدا کار مرا مختل کرد.
宁可
ترجیح دادن他宁可走路也不坐公交车。 — او ترجیح می‌دهد پیاده برود تا اینکه با اتوبوس برود.
尽力而为就行了,不要太有压力。
فقط تمام تلاشت را بکن؛ زیاد به خودت فشار نیاور.尽力而为就行了,不要太有压力。 — فقط تمام تلاشت را بکن؛ زیاد به خودت فشار نیاور.
尽管
با اینکه / علی‌رغم尽管天气很冷,他还是去跑步了。 — با اینکه هوا خیلی سرد بود، او باز هم رفت دویدن.
局限
محدود کردن不要局限自己的思维方式。 — طرز فکرت را محدود نکن.
彻底
کاملاً / ریشه‌ای他彻底改变了自己的生活方式。 — او کاملاً سبک زندگی‌اش را تغییر داد.
忽视
نادیده گرفتن我们不能忽视这个严重的问题。 — نمی‌توانیم این مشکل جدی را نادیده بگیریم.
我宁愿在家休息,也不想去参加那个聚会。
ترجیح می‌دهم در خانه استراحت کنم تا اینکه به آن مهمانی بروم.我宁愿在家休息,也不想去参加那个聚会。 — ترجیح می‌دهم در خانه استراحت کنم تا اینکه به آن مهمانی بروم.
执行
اجرا کردن他们按时执行了这项计划。 — آن‌ها این برنامه را به‌موقع اجرا کردند.
承认
اعتراف کردن / پذیرفتن他终于承认了自己的错误。 — او سرانجام اشتباهش را پذیرفت.
抱怨
شکایت کردن / گله کردن他总是抱怨工作太多。 — او همیشه از زیاد بودن کار شکایت می‌کند.
抵抗
مقاومت کردن他努力抵抗着诱惑。 — او سخت تلاش کرد در برابر وسوسه مقاومت کند.
推迟
به تعویق انداختن会议被推迟到下周了。 — جلسه به هفته آینده موکول شد.
揭示
آشکار کردن / فاش کردن这项研究揭示了疾病的根本原因。 — این پژوهش علت اصلی بیماری را آشکار کرد.
摆脱
رها شدن / خلاص شدن她努力摆脱了过去的阴影。 — او تلاش کرد از سایه گذشته رها شود.
效率
بهره‌وری / کارایی提高工作效率是我们的目标。 — افزایش بهره‌وری کاری هدف ماست.
敏感
حساس她对批评非常敏感。 — او نسبت به انتقاد بسیار حساس است.
无论发生什么,我都会支持你的决定。
هرچه پیش بیاید، از تصمیمت حمایت خواهم کرد.无论发生什么,我都会支持你的决定。 — هرچه پیش بیاید، از تصمیمت حمایت خواهم کرد.
无论如何,你都要完成这个任务。
در هر صورت، باید این کار را تمام کنی.无论如何,你都要完成这个任务。 — در هر صورت، باید این کار را تمام کنی.
既然如此,我们就换个计划吧。
حالا که این‌طور است، بیا برنامه را عوض کنیم.既然如此,我们就换个计划吧。 — حالا که این‌طور است، بیا برنامه را عوض کنیم.
束缚
مقید کردن / به بند کشیدن传统观念束缚了他的思想。 — باورهای سنتی فکر او را مقید کرد.
概念
مفهوم这个概念对初学者来说很难理解。 — این مفهوم برای مبتدیان به‌سختی قابل درک است.
潜力
استعداد / توان بالقوه这个年轻人有很大的发展潜力。 — این جوان استعداد رشد زیادی دارد.
激励
برانگیختن / تشویق کردن老师的话激励了所有学生。 — سخنان معلم همه دانش‌آموزان را برانگیخت.
灵活
انعطاف‌پذیر / منعطف我们需要更灵活的工作安排。 — ما به ترتیبات کاری منعطف‌تری نیاز داریم.
矛盾
تناقض / تضاد他的话前后有些矛盾。 — حرف‌های او تا حدی متناقض است.
积累
انباشتن / گرد آوردن多年的经验积累让他成为了专家。 — سال‌ها تجربه انباشته او را متخصص کرد.
精确
دقیق这个实验需要精确的数据。 — این آزمایش به داده‌های دقیق نیاز دارد.
维持
حفظ کردن / نگه داشتن他们努力维持着这段关系。 — آن‌ها سخت تلاش کردند این رابطه را حفظ کنند.
虽然结果不理想,但是我们从中学到了很多。
اگرچه نتیجه ایده‌آل نبود، اما ما از آن چیزهای زیادی یاد گرفتیم.虽然结果不理想,但是我们从中学到了很多。 — اگرچه نتیجه ایده‌آل نبود، اما ما از آن چیزهای زیادی یاد گرفتیم.
谦虚
فروتن / متواضع他虽然很有才华,但是非常谦虚。 — با اینکه او خیلی بااستعداد است، اما بسیار فروتن است.
趋势
روند / گرایش全球变暖是一个令人担忧的趋势。 — گرمایش جهانی یک روند نگران‌کننده است.
转变
تحول / دگرگون شدن社会的转变需要很长时间。 — دگرگونی جامعه زمان زیادی می‌برد.
这个问题比我想象的要复杂得多。
این مشکل خیلی پیچیده‌تر از آن است که تصور می‌کردم.这个问题比我想象的要复杂得多。 — این مشکل خیلی پیچیده‌تر از آن است که تصور می‌کردم.
这件事情跟我没有任何关系。
این موضوع هیچ ربطی به من ندارد.这件事情跟我没有任何关系。 — این موضوع هیچ ربطی به من ندارد.
迫切
فوری / مبرم解决这个问题是迫切需要的。 — حل این مشکل به‌شدت لازم است.
逐渐
به‌تدریج / کم‌کم她的汉语水平逐渐提高了。 — سطح چینی او به‌تدریج بهتر شد.
陆续
یکی پس از دیگری / پیاپی客人们陆续到达了会场。 — مهمان‌ها یکی پس از دیگری به محل رسیدند.
顾虑
نگرانی / تردید你有什么顾虑就说出来吧。 — اگر نگرانی‌ای داری، فقط بگو.